|
نام اثر: عروسک كوكی
شاعر: فروغ فرخزاد
از مجموعه: تولدی دیگر
تاریخ انتشار مجموعه شعر:
۱۳۴۳
عروسک كوكی
بیش از اینها، آه ،
آری
بیش از اینها میتوان خاموش ماند
میتوان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان، ثابت
خیره شد در دود یك سیگار
در گلی بیرنگ، بر قالی
در خطی موهوم، بر دیوار
میتوان با پنجههای خشك
پرده را یكسو كشید و دید
در میان كوچه باران تند میبارد
كودكی با بادبادكهای رنگیش
ایستاده زیر یك طاقی
گاری فرسودهای میدان خالی را
با شتابی پر هیاهو ترك میگوید
میتوان بر جای باقی ماند
در كنار پرده ، اما كور ، اما كر
میتوان فریاد زد
با صدایی سخت كاذب، سخت بیگانه
« دوست میدارم »
میتوان در بازوان چیره یك مرد
مادهای زیبا و سالم بود
با تنی چون سفره چرمین
با دو پستان درشت سخت
میتوان در بستر یك مست، یك دیوانه،
یك ولگرد
عصمت یك عشق را آلود |
میتوان با زیركی تحقیر كرد
هر معمای شگفتی را
میتوان تنها به حل جدولی پرداخت
میتوان تنها به كشف پاسخی بیهوده
دل خوش ساخت
پاسخی بیهوده، آری پنج یا شش حرف
میتوان یك عمر زانو زد
با سری افكنده، در پای ضریحی سرد
میتوان در گور مجهولی خدا را دید
میتوان با سكهای ناچیز ایمان یافت
میتوان در حجرههای مسجدی پوسید
چون زیارتنامهخوانی پیر
میتوان چون صفر
در تفریق و جمع و ضرب
حاصلی پیوسته یكسان داشت
میتوان چشم تو را در پیله قهرش
دكمه بیرنگ كفش كهنهای پنداشت
میتوان چون آب در گودال خود خشكید
میتوان زیبایی یك لحظه را با شرم
مثل یك عكس سیاه مضحك فوری
در ته صندوق مخفی كرد
میتوان در قاب خالی مانده یك روز
نقش یك محكوم، یا مغلوب، یا مصلوب
را آویخت
میتوان با صورتكها رخنه دیوار را پوشاند
میتوان با نقشهایی پوچتر آویخت
میتوان همچون عروسكهای كوكی بود
با دو چشم شیشهای دنیای خود را دید
میتوان در جعبهای ماهوت
با تنی انباشته از كاه
سالها در لابهلای تور و پولك خفت
میتوان با هر فشار هرزه دستی
بیسبب فریاد كرد و گفت
« آه ، من بسیار خوشبختم » |