تبليغاتX
گزیده‌ی نوشته‌های ادبی

گزیده‌ی نوشته‌های ادبی

گوشه‌هایی از نوشته‌های شاعران و نویسنده‌گان

در آمد

تو به من خندیدی
و نمی‌دانستی
من به چه دل‌هره از باغ‌چه هم‌سایه
سیب را دزدیم

 باغ‌بان از پی من تند دوید
 سیب را دست تو دید
 غضب آلوده به من کرد نگاه

 سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خک
 و تو رفتی و هنوز،
 سال‌هاست که در گوش من آرام،
آرام
خش خش گام تو تکرار کنان،
می‌دهد آزارم

 و من اندیشه‌کنان
غرق این پندارم
که چرا ،
خانه کوچک ما
سیب نداشت

حمید مصدق
در آمد (از منظومه آبی، خاکستری، سیاه)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/21ساعت 22:49  توسط علی همتی  |