|
نام اثر: نجوا ها شاعر: شـهـیـار قــنــبـــری تاریخ شعر: 1358 - 1979
رُسـتـنـی ها کم نیست مــن و تــو کــم بودیم خـشــک و پــژمــرده و تا روی زمین خم بودیم
گـفـتـنـی ها کم نیست مـن و تــو کــم گفتیم مثل هـذیـان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست من و تو کم دیدیم بی سبب از پائیز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست من و تو کم چیدیم وقت گل دادن عشق روی دارقالی بی سبب حتا پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست من و تو کم خواندیم من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته واماندیم
|
من و تو كم خوانديم من و تو وامانديم من و تو كم ديديم من و تو كم چيديم من و تو كم گفتيم وقت بيداری ی فرياد چه سنگين خفتيم !
من و تو کم بودیم من و تو اما در میدان ها اینک اندازه ی ما می خوانیم .
ما به اندازه ما می بینیم ما به اندازه ما می چینیم ما به اندازه ما می گوییم ما به اندازه ما می روییم
من و تو خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم .
من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم .
من و تو حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم .
گفتنی ها کم نیست … |
+ نوشته شده در سه شنبه
1388/02/08ساعت 15:26  توسط علی همتی
|