تبليغاتX
گزیده‌ی نوشته‌های ادبی

گزیده‌ی نوشته‌های ادبی

گوشه‌هایی از نوشته‌های شاعران و نویسنده‌گان

نجوا ها


نام اثر: نجوا ها
شاعر: شـهـ
یـار قــنــبـــری
تاریخ شعر: 1358 - 1979


رُسـتـنـی ها کم نیست
مــن و تــو کــم بودیم
خـشــک و پــژمــرده
و تا روی زمین خم بودیم

گـفـتـنـی ها کم نیست
مـن و تــو کــم گفتیم
مثل هـذیـان دم مرگ از آغاز
چنین درهم و برهم گفتیم

دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پائیز
جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست
من و تو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دارقالی
بی سبب حتا پرتاب گل سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست
من و تو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شکل سرودن را
در معبر باد
با دهانی بسته واماندیم


من و تو كم خوانديم
من و تو وامانديم
من و تو كم ديديم
من و تو كم چيديم
من و تو كم گفتيم
وقت بيدار
ی ی فرياد
چه سنگين خفتيم !

من و تو کم بودیم
من و تو اما
در میدان ها
اینک اندازه
ی ما می خوانیم .

ما به اندازه ما می بینیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می گوییم
ما به اندازه ما می روییم

من و تو
خم نه و
در هم نه و
کم هم نه
که می باید با هم باشیم .

من و تو حق داریم
در شب این جنبش
نبض آدم باشیم .

من و تو حق داریم
که به اندازه ما هم شده
با هم باشیم .

گفتنی ها کم نیست …

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/08ساعت 15:26  توسط علی همتی  |