تبليغاتX
گزیده‌ی نوشته‌های ادبی

گزیده‌ی نوشته‌های ادبی

گوشه‌هایی از نوشته‌های شاعران و نویسنده‌گان

آی آدم ها (از نیما یوشیج)

آی آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانید !
یك نفر در آب دارد می‌سپارد جان .
یك نفر دارد كه دست و پای دایم می‌زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین كه می‌دانید .
یك نفر در آب دارد می‌كند بیهوده جان قربان !

آی آدم‌ها كه بر ساحل بساط دل‌گشا دارید !
نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛
یك نفر در آب می‌خواند شما را .

موج سنگین را به دست خسته می‌كوبد
باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده در گود كبود و هر زمان بی‌تابیش افزون
می‌كند زین آب‌ها بیرون
گاه سر، گه پا .
آی آدم‌ها !
او ز راه دور این كهنه جهان را باز می‌پاید،
می‌زند فریاد و امید كمك دارد
آی آدم‌ها كه روی ساحل آرام در كار تماشایید !

موج می‌كوبد به روی ساحل خاموش
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده. بس مدهوش
می‌رود نعره زنان. وین بانگ باز از دور می‌آید :
 - « آی آدم‌ها ... »
و صدای باد هر دم دل‌گزاتر،
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آب‌های دور نزدیك
یاز در گوش این نداها :
- « آی آدم‌ها ... »
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 17:1  توسط علی همتی  |