شاید بیشتر شعرهای برشت به شکل نثر برگردان شده باشد، اما به هر حال،
دو برگردان از یک اثر وی را در زیر آوردهام. امید است همهگی بر مراتب فضل خود
قانع مباشیم و بهدانچه میدانیم بسنده نكنیم!
|
سپاس داریم فراگیری
را
فراگیرید سادهترین چیزها را.
برای شما كه اكنون فرصتی دست داده
یاد گیری هرگز خیلی دیر نیست
از الفبا آغاز كیند، اما كافی نیست
با این حال آن را بهخوبی فرا گیرید.
نگذارید دانستنیها شما را دل سرد سازند.
از هماكنون شروع كنید!
شما باید همه چیز را فرا گیرید!
سكان هدایت كشتی در دست شماست
دانش اندوز، جوینده علم باش!
تو كه در نوانخانهای!
تو كه در بندی!
و تو كدبانوی خانه!
و مرد شصت ساله!
در اندیشه خانه مدرسه باش تو كه بیخانمانی!
بر فهم خود بیفزا تو كه از سرما میلرزی!
ای گرسنه به كتاب دست یاز
كه كتاب یك سلاح است ...
ای برادر، از سووال كردن مهراس
بر مراتب فضل خود قانع مباش
و بهدانچه میدانی بسنده مكن
به خود بنگر! آن چه ندانی، ندانی
پیوسته بر دانش خود بیفزایید،
جهان بینی خود را وسعت بخشید!
انگشت ابهام خود را
بر روی هر موضوعی بنهید
و از خود بپرسید:
این موضوع از كجا آمده
و این مطلب از كجا آمده.
|
در ستایش آموختن
یاد بگیر، سادهترین چیزها را
!
برای آنان كه بخواهند یاد بگیرند،
هرگز دیر نیست.
الفبا را یاد بگیر! كافی نیست ؛ اما
آن را یاد بگیر! مگذار دل سردت كنند
!
دست به كار شو ! تو همه چیز را باید بدانی
.
تو باید رهبری را به دست گیری
.
ای آن كه در تبعیدی ، یاد بگیر
!
ای آن كه در زندانی ، یاد گیر
!
ای زنی كه در خانه نشسته یی ، یاد بگیر
!
ای انسان شصت ساله ، یاد بگیر
!
تو باید رهبری را به دست گیری
.
ای آنكه بیخانمانی، در پی درس و مدرسه باش ای آنكه از سرما میلرزی ، چیزی بیاموز !
ای آنكه گرسنهگی میكشی ، كتابی بهدست گیر!
این خود سلاحی ست.
تو باید رهبری را به دست گیری.
ای دوست ، از پرسیدن شرم مكن
مگذار كه با زور، پذیرندهات كنند.
خود به دنبال اش بگرد !
آن چه را كه خود نیاموختهای
انگار كن كه نمیدانی .
صورت حسابات را خودت جمع بزن
!
این تویی كه باید بپردازیاش
.
روی هر رقمی انگشت بگذار
و بپرس: این ، برای چیست ؟
تو باید رهبری را به دست گیری
.
|
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/04/11ساعت 17:49  توسط علی همتی
|